سایت جامع علوم رادیولوژی ایران



سلول‌های آیینه‌ای روابط اجتماعی انسان را تعریف می‌کن

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

آنچه که روابط اجتماعی انسان را تعریف می‌کند، حاصل فعالیت گروه ویژه‌ای از سلول‌های مغزی به نام "سلول‌های آیینه‌ای" است که زمانی فعال می‌شوند که فردی مقابل ما قرار گرفته باشد.

به گزارش روز چهارشنبه پایگاه اینترنتی دویچه‌وله (رادیو صدای آلمان)، آنچه که ما را مقید به رعایت اصول اخلاقی و روابط اجتماعی می‌کند نشات گرفته از سنت‌ها و آیین‌های اجتماعی نیست، بلکه قسمتی از ساختمان مغز ماست. بخشی که الفبای اخلاق و وجدان را تعریف می‌کند. اما آیا همه ما به یک اندازه از این سلول‌ها برخورداریم؟
کدام ویژگی زندگی اجتماعی ما را از زندگی جمعی سایر حیوانات متمایز می کند؟
آیا این سنت‌ها و آداب و رسوم است که ما را مقید به رعایت اصول اجتماعی می‌کند، یا این ما هستیم که اخلاق و مرزهای روابط اجتماعی را تعریف می‌کنیم؟ چه چیزی سبب می‌شود که ما انسان‌ها نسبت به یکدیگر درک متقابل داشته باشیم؟
اینها سوالاتی هستند که نه تنها جامعه‌شناسان و روانکاوان، بلکه دانشمندان علوم طبیعی نیز به دنبال یافتن پاسخ آنهاهستند.

زمانی که فرد مقابل مشغول انجام کاری می‌شود سلول‌های آیینه‌ای طوری بیننده را تحریک می‌کنند که گویی او مشغول انجام دادن آن است. مثلا وقتی کسی دستش را به طرف لیوان آب شما دراز می‌کند، شما می‌دانید که او می‌خواهد لیوان شما را بردارد.

این نکته ساده به نظر می‌رسد، آنقدر ساده که وقتی ‪ ۱۰‬سال پیش "گیاکومو ریزولاتی" نورون شناس معروف ایتالیایی نتیجه تحقیقاتش را در این زمینه منتشر کرد، با استقبال چندانی روبه‌رو نشد.

وی پس از سالها تحقیق بر روی مغز میمون‌ها توانست ثابت کند وقتی میمونی به یک گردو نگاه می‌کند، در حالی که میمون دیگری در حال شکستن آن است، سلول‌های مشابهی در ناحیه پیشانی هر دو میمون فعال می‌شوند که یکی گردو را می شکند و دیگری احساس می‌کند در حال شکستن گردوست.

این سلول‌ها که بعدها سلول‌های آیینه‌ای نامیده شدند، در میمون‌ها تنها هنگام فعالیت‌های فیزیکی و بدنی فعال هستند.

می‌توان گفت سلول‌های آیینه‌ای الفبای علم روانشناسی را تعریف می‌کنند.

البته به هیچوجه نمی‌توان ادعا کرد حضور این سلول‌ها مسوول تمامی روابط و رفتارهای اجتماعی است. مثلا اینکه چرا برخی یک تابلوی نقاشی را زیبا و برخی همان تابلو را زشت می‌بینند و یا اینکه چرا ما نسبت به برخی افراد علاقه بیشتری احساس می‌کنیم، به سادگی قابل توضیح نیست.

این سلولها روابط انسانی ما را تا حدی تعریف می‌کنند. آنجا که پایه‌های زندگی اجتماعی انسان بنا نهاده شد و ما به این سلول‌ها نیازمند تا بتوانیم انسان‌های دیگر را درک کنیم و هنگام برقراری ارتباط با دیگران منظور طرف مقابل را درک کنیم.

تاکنون تصور می‌شد درک متقابلی که انسان‌ها نسبت به یکدیگر احساس می‌کنند نتیجه ارتباط پیچیده‌ای میان سلول‌های مغزی و خصوصیات شخصی هر فرد است، اما اکنون روشن است که فعالیت سلول‌های آیینه‌ای ما را به درک متقابل و احساس همدردی می‌رساند.

این سلول‌ها تنها بخش کوچکی از ناحیه پیشانی مغز را تشکیل می‌دهد، اما همین تعداد اندک یکی از آخرین گام‌های تاریخ تکامل به شمار می‌آید.

به کمک سلول‌های آیینه‌ای ما می‌توانیم فکر شخص مقابلمان را بخوانیم و یا حدس بزنیم، البته این قسمت از مغز چند ساعت بعد از تولد فعال می‌شود.

زمانی که تصویر چهره مادر در سلول‌های آیینه‌ای نوزاد نقش می‌بندد و نه تنها تصویر بلکه هنگام تقلید صدا و زبان آموزی نیز این سلول‌ها فعال هستند.

از آن گذشته، سلول‌های آیینه‌ای ارتباط مستقیمی با سلول‌های کنشی مغز دارند. سلول‌های کنشی، سلول‌هایی هستند که هنگام احساس درد فعال می‌شوند، مثلا وقتی نوک سوزن درون پوست فرو می‌رود.

نکته جالب این است که هنگامی که ما به تصویر فرو رفتن سوزن در دست فردی نگاه می‌کنیم، سلول‌های کنشی و سلول‌های آیینه‌ای همزمان در مغزمان فعال می شود. فعالیتی که به طور دقیق حس همدردی را تعریف می‌کند.

آنچه که حس ما و طرف مقابل را یکی می‌کند، احساسی که نشات گرفته از سنت‌ها و آیین‌های اجتماعی نیست، بلکه قسمتی از ساختمان مغز ماست و الفبای اخلاق و وجدان را تعریف می‌کند.

اینکه آیا همه ما به یک اندازه از این سلول‌ها برخورداریم یا خیر و یا تجربیات فردی ما تا چه حد در این ارتباط سهیم هستند. نیازمند تحقیقات بیشتری است.

افزودن دیدگاه


کد امنیتی
تصویر جدید