سرطانزایی : تجربه در انسان
القای سرطان مهمترین اثر سوماتیکی ( بدنی ) دزهای کم پرتوهای یونساز است و تفاوت بارزی با اثر وراثتی تشعشع دارد . تخمینهای مخاطره برای لوسمی زایی و سرطانزایی ، به اطلاعات حاصل از بررسی حیوانات متکی نیست بلکه می تواند بر مبنای تجربه انسان باشد . در مورد رابطه بین تابش گیری از تشعشع و افزایش بروز سرطان سابقه ای بسیار طولانی وجود دارد . شکل 10-1 تصویر زیبایی از ماری کوری و دخترش ایرین است و بنابر تصور ، هر دو در نتیجه لوسمی ناشی از تابش گیری با مواد رادیواکتیو بدرود حیات گفته اند . شکل 10-2 تصویری از دست یک دندانپزشک در نیویورک است که فیلم دندان را برای چند سال در دهان بیماران نگه می داشت ؛ او در نتیجه این عملکرد از تغییرات بدخیم رنج برد . داده های کمی در مورد القای سرطان با تشعشع از جوامع تابش دیده برای مقاصد پزشکی و تابش دیده از انفجار عمدی یا سهوی سلاحهای هسته ای فراهم شده است . افرادی که برای درمان تابش گیری داشته اند ، دزهای تشعشعی نسبتاً زیادی دریافت کردند . در این افراد ابتلا به آثار تشعشع ممکن است تحت تاثیر شرایط بالینی آنها _ ( که برای آن مورد درمان شدند )_ قرار گرفته باشد . افرادی که تحت تابش اشعه گاما و نوترون ناشی از سلاحهای هسته ای قرار گرفتند ، طیف بهداشتی گسترده تری را تشکیل می دهند که افراد تابش دیده از دزهای کمتر را نیز در بر می گیرد . در هر دو مورد فوق ، آهنگهای دز بالا و زمان تابش گیری کوتاه بوده است . البته چند گروه از افراد تابش دیده وجود دارد که اظهارات در موردشان صادق نیست مانند : معدنچیان اورانیم که گاز رادون رادیواکتیو و محصولات دختر آن را طی زمانی طولانی تنفس کردند ؛ بیمارانی که با کلرید رادیم یا توروتراست برای آزمون پزشکی تزریق شدند ؛ یا افرادی که رادیونوکلییدهای مورد استفاده در نقاشی و رنگ آمیزی اعداد شب نما در ساعت یا ساعتهای مچی را همراه با رنگ حاوی رادیم بلعیدند . تعداد بسیاری زیادی از کارکنان به طور شغلی تحت تابش قرار گرفتند اما تا کنون اطلاعات کمی مفید زیادی در مورد تخمین مخاطره سرطان _ به جز برای معدنچیانی که از رادون تابش گیری داشتند و بررسی آنها به حصول اطلاعات کمی مفیدی انجامید _ حاصل نشده است .
تجربه اولیه انسان در مورد سرطان ناشی از تابش گیری را می توان به صورت زیر خلاصه کرد :
1- سرطان پوست ، پیش از معرفی استانداردهای ایمنی تشعشع ، در پرتوکاران با اشعه ایکس بویژه متخصصان فیزیک و مهندسان شاغل در اطراف شتاب دهنده های خطی متداول بود .
2- سرطان ریه ، مشکل مداوم معدنچیان در ساکسونی به علت استخراج سنگ معدن حاوی رادیم بود . سالها بعد ، سرطان ریه در معدنچیان اورانیم در کلرادوی مرکزی نیز مشاهده شد . در هر دو مورد ، معادن از تهویه مناسبی برخوردار نبودند و گاز رادون فضای معدن را پر می کرد ؛ رادون و محصولات دختر آن به وسیله معدنچیان تنفس و اتمهای مواد رادیواکتیو در ریه های آنان ذخیره شد . تشعشع α موضعی مسؤول القای تومور درریه بود .
3- تومورهای استخوان در نقاشان اعداد با رادیم مشاهده شد . نقاشان عمدتاً زنان جوان شاغل در کارخانه هایی بودند که اعداد شب نما در ساعتها _ را با استفاده از رنگ خاص تهیه شده با مواد رادیواکتیو نقاشی می کردند. کارگران ، برسهای خود را در رنگ فرو می بردند و برای دقت کارآن را با زبان نوک تیز می کردند . در نتیجه ، مقداری از رادیم بلعیده می شد که به دلیل تشابه موقعیت در جدول تناوبی عناصر با کلسیم ، در استخوانهای در حال رشد ذخیره می گشت . علاوه بر این تابش شدید اشعه α باعث ایجاد تومورهای استخوانی شد . در دهه های 1920 و 1930 سابقه تومور استخوان در افراد دریافت کننده نمکهای رادیم به صورت تزریقی برای معالجه سل یا اسپوندیولیت انکیلوزان مشاهده شد .
4- در بیمارانی که ماده حاجب توروتراست دریافت کرده بودند فراوانی بیشتر سرطان کبد گزارش شد . این ماده حاجب حاوی توریم رادیواکتیو است که اگر در کبد ذخیره شود ، باعث افزایش بروز تومورهای کبد ناشی از تشعشع α می شود .
این مثالهای ابتدایی جالب می باشند اما عمدتاً به حکایت و قصه شباهت دارند . هیچ یک از این مثالها ، امروزه برای بهداشت عمومی مخاطره به حساب نمی آید زیرا این مشکلات و مسائل هرگز تکرار نخواهد شد ؛ در هر مورد دزیمتری آن قدر مشخص است که بندرت می توان رابطه ای کمی بین دز تشعشع و بروز تومور برقرار کرد .
مثالهای اخیر تجربه سرطان ناشی از تشعشع در انسان و لوسمی شامل موارد زیر است :
1- بازماندگان ژاپنی از حمله بمب اتمی هیروشیما و ناکازاکی به علت تعداد بسیار زیادشان ، مراقبتهای به عمل آمده برای پیگیری از آنان و دریافت دامنه وسیعی از دز مطالعه به طور مجزا می باشند . در این رابطه حدود 120000 نفر بدقت پیگیری شدند که از میان آنها حدود 50000 نفر دزهای تشعشعی بیش از Sv 005/0 را دریافت کرده اند . تا سال 1990 ، 6000 مورد مرگ ناشی از سرطان وجود داشت که از این رقم حدود 400 مورد مرگ و میز اضافی ناشی از تابش گیری در نظر گرفته شد . سلاحهای مورد استفاده در دو شهر بسیار متفاوت بودند . سلاح مورد استفاده در ناگازاکی بنابر انتظار از نوع مولد اشعه آلفا با تابش مقدار کمی نوترون بود . بنابراین دزیمتری تا حدی بر مبنای اندازه گیری انجام شده در آزمایش بود .
سلاح مورد استفاده در هیروشیما از نوعی بود که پیش از استفاده هرگز آزمایش نشده بود . بنابراین ، تخمین دز عمدتاً بر مبنای شبیه سازی کامپیوتری انجام شده است . تشعشع صادر شده از سلاح مخلوطی از نوترون و اشعه گاما بود . در سال 1986 ، در خصوص دزیمتری بمبهای اتمی تجدید نظر شد . شبیه سازی رایانه ای نشان داد نسبت نوترون بویژه در هیروشیما از مقدار مورد گمان کمتر بود و دز اشعه گاما در فواصل دورتر بالاتر بود . اثر ناب افزایش مخاطره سرطان موثق بود . گزارش کمیته علمی ملل متحد در مورد اثر تشعشع اتمی ( UNSCEAR ) در سال 1988 ، تخمینهای جدید را خلاصه و جمع بندی کردند . مقادیر عددی آن مورد بحث قرار می گیرد .
2- طی سالهای 1935 تا 1944 در بریتانیا برای تسکین درد در 14000 بیمار مبتلا به اسپوندیولیت انکیلوزان در نواحی مختلف فقرات پرتودرمانی انجام شده بود . مخاطره کمی از مرگ و میر ناشی از لوسمی برای این افراد گزارش شده است . اگر چه گروه مبتلا به اسپوندیولیت بیشترین حجم اطلاعات در مورد لوسمی در انسان را پس از تابش گیری از اشعه ایکس و گاما فراهم کرده است و دزیمتری نیز نسبتاً خوب بوده است ، اما به علت نبودن یک گروه کنترل ( شاهد )_ یعنی بیماران مبتلا به همان بیماری که اشعه ایکس دریافت نکرده اند _ از وضعیت دلخواه کمی فاصله دارد . علاوه بر این ، مشارکت احتمالی داروهای سرطانزا در رابطه با شیوع تومور پیشنهاد شده است .
3- گفته می شود در رادیولوژیستهایی که پیش از حدود سال 1922 به انجمنها ملحق شدند _ قبل از معرفی استانداردهای ایمنی تشعشع _ بروز بیشتر لوسمی وجود داشت .
4- سرطان تیروئید در کودکانی که به ظاهر به علت بزرگی غده تیموس پرتودرمانی دریافت کردند ، مشاهده شد . در این شیوه درمانی به علت قرار داشتن تیروئید در میدان تابش ، هر دو نوع تومورهای تیروئید خوش خیم و بدخیم مشاهده گردید . در این افراد فراوانی سرطان پستان نیز افزایش داشت .
5- تا دهه های 1950 استفاده از اشعه ایکس برای موزدایی سر کودکان مبتلا به تیناکاپیتی ( کرم حلقه ای در زیر پوست سر )رایج بود . سرطان تیروئید ناشی از این عمل ابتدا به وسیله مودام و همکارانش _ هنگامی که شیوع کرم حلقه ای در زیر پوست سر در تعداد بسیار زیادی از کودکان مهاجر آفریقای شمالی حالت اپیدمی پیدا کرده بود _ گزارش شد . همچنین در این شیوه درمان افزایش قابل توجه مخاطره تومورهای مغز ، تومورهای غدد بزاقی ، سرطان پوست و مرگ و میر ناشی از لوسمی وجود دارد . یک گروه از کودکان قابل مقایسه در نیویورک _ که برای موزدایی سر آنها پیش از معالجه تیناکاپیتی از اشعه ایکس استفاده شده بود _ نتایج کاملاً متفاوتی را نشان دادند . در این کودکان دو مورد تومور بدخیم تیروئید همراه با چند مورد تومور خوش خیم وجود داشت . به هر حال ، افزایش سرطان پوست در اطراف ناحیه سر و گردن _ که در معرض نور خورشید نیز بوده است _ گزارش شد . تومورهای پوست تنها در کودکان سفید پوست ایجاد شد و هیچ توموری در کودکان سیاه پوست موجود در گروه مورد بررسی در نیویورک مشاهده نشد .
6- در بیماران مبتلا به بیماری سل _ که چند صد بار در اثر ذات الریه تحت فلوروسکوپی قرار گرفتند _ افزایش سرطان پستان مشاهده گردید . این مورد برای اولین بار در نوااسکاتیا گزارش و با بررسی مشابهی در نیوانگلند تایید شد . علی رغم نامشخص بودن دزها باید بین Gy 8/0 تا Gy 9/0 بوده باشد زیرا بعضی از زنان مورد بررسی از تغییرات پوستی در ناحیه قفسه سینه در سمت فلوروسکوپی شده برخوردار بودند . در بیماران پرتودرمانی شده به علت ماستیت پوست پارتوم نیز افزایش بروز سرطان پستان مشاهده شد .
منبع: کتاب رادیوبیولوژی برای رادیولوژیست(دکتر حسین مزدارانی)







