سایت جامع علوم رادیولوژی ایران



MR اسپکتروسکوپی وسيله اي مناسب براي تعيين صدمات كبدي

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

MR اسپکتروسکوپی( Magnetic Resonance Spectroscopy ) با فسفر 31 وسيله اي مناسب براي تعيين صدمات كبدي حاصل از  تشعشع در مراحل اوليه است.


يك تيم پژوهشي چيني كه تغييرات MRS فسفر 31را در كبد با صدمات اوليه حاصل از تشعشع را بررسي كردند تا متوجه شوند كه آيا اين تغييرات به ميزان صدمه كبد (LDS) و يا تغييرات پاتولوژيكي ارتباطي دارد يا خير. آنها همچنين ميزان MRS با فسفر31 را در تشخيص زودرس صدمات حاصل از تشعشع به كبد تعيين كرده و متوجه مهمترين متابوليت فسفوليلي در تشخيص صدمات حاد كبدي شدند.

صدمات حاد حاصل از تشعشع در كبد مي تواند منجر به نكروز سلولهاي كبدي، انحطاط چربي و فيبروز كبدي شود. در حال حاضر، بهترين آزمون استاندارد ، بيوپسي كبد مي باشد. هر چند، اين روش تهاجمي است و باعث ايجاد ناراحتي ورنج براي بيمار و گاهي هم باعث عوارض جدي ناشي از اين روش مي شود. MRS با فسفر 31 چندين سال است كه براي بررسي متابوليسم كبد در حالت invivo به كار برده مي شود.

در اين بررسي گروه پژوهشي كه توسط Dr. Jian Shan Mao رهبري مي شود، 30 خرگوش را مورد بررسي قرار دادند كه دزهاي پرتوي مختلفي (20-5گري) را دريافت كرده بودند و اين تشعشعات منجر به صدمات حاد پرتوي شده بود. تست هاي بيوشيميايي خون، MRS با فسفر 31 و آزمونهاي پاتولوژيكي بعد از 24ساعت از پرتودهي انجام گرفت. ميزان صدمه بر طبق LDS و گريدبندي پاتولوژي ارزيابي شد. 10 خرگوش سالم به عنوان گروه كنترل نگه داشته شدند. آزمون MRI، 5/1 تسلا با كويل سطحي 1H/31P با تكنيك تصويربرداري شيفت شيميايي دوبعدي انجام گرفت. كميت نسبي فسفومونواستر(PME)، فسفودي استر(PDE)، فسفات غيرآلي(Pi) و ‌آدنوزين تري فسفات (ATP) اندازه گيري شد.

پژوهشگران، كه بررسي هايشان را در 14 ژوئن سال 2009 در ژورنال جهاني Gastroenterology به چاپ رساندند، دريافتند كه با توجه به ميزان LDS و گريد پاتولوژيكي، تفاوتهاي معني داري در كميت نسبي ATP درميان گروه كنترلي در گروه با صدمه كم، در گروه با صدمه متوسط و در گروه با صدمه شديد وجود داشته به همراه افزايش ميزان صدمه و جراحت به طور پيوسته اي كاهش پيدا مي كند. (P=0/000 وr=-0/723).

كميت نسبي بر طبق ميزان LDS و گريد بندي پاتولوژيكي به طور قابل توجهی در گروه با صدمه شديد كاهش پيدا كرده و تفاوت بين گروه كنترل و گروه با صدمات شديد بسيار زياد بود(P<0/05). بر طبق ميزان LDS تفاتهای مهمي بين گروهها وجود نداشته و همچنين بر طبق گريدبندي پاتولوژيكي هيچ تفاوت مهمي بين گروه كنترل و گروه هاي آزمايشي وجود نداشت. تفاوتهاي اساسي تنها در PDE/ATP بين گروه با صدمه متوسط، گروه با صدمه شديد و گروه كنترل و گروه با صدمه كم وجود داشت. هيچ تفاوت مهمي در ديگر قسمتهاي كيفيت نسبي متابوليك فسفر پيدا نشد.

اين نتايج بر طبق بررسي پژوهشگران، بيان مي دارد كه MRS با فسفر 31، تكنيكي معمول براي ارزيابي اوليه صدمات حاصل از تشعشع به كبد مي باشد. كميت نسبي در سطوح ATP كبدي، كه مي تواند بيانگر شدت پاتولوژيكي از صدمات حاد كبدي حاصل از تشعشع باشد، با LDS متناسب است. اين بررسي در آينده مي تواند اختصاصا" براي كشف صدمات كبدي حاد در مراحل اوليه با MRS با فسفر 31 به كار رود.



 

افزودن دیدگاه


کد امنیتی
تصویر جدید